Viser opslag med etiketten سیاست. Vis alle opslag
Viser opslag med etiketten سیاست. Vis alle opslag

lørdag den 5. maj 2012

ریاستی که باسبزی پلو گرفته شود با ید با دسر ساندیس هم به خورد مردم داده شود

چه مجلسی به شود این مجلس نهم

مهربانان  
ریاستی که باسبزی پلو گرفته شود با ید با دسر ساندیس هم به خورد مردم داده شود بزودی باید شاهد شاه کارهای بیشتری از این مجلس تعریفی بود

کفگیر نظام به ته دیگ که خورد باید سبزی پلو و قرمه سبزی برای ریاست خرج کرد چه مجلسی به شود این مجلس نهم




تلاش‌ها برای ریاست مجلس نهم شدت گرفت
سبزی پلوماهی حدادعادل به ۲۵ نماینده
در ادامه تلاش‌های غلامعلی حدادعادل برای تصدی صندلی ریاست مجلس نهم وی ۶۰ نفر از منتخبین مجلس نهم در دور اول را هفته گذشته به دفتر خود دعوت کرده است.
گروه سیاسی- قانون کسب اطلاع کرد که که در ادامه تلاش‌های غلامعلی حدادعادل برای تصدی صندلی ریاست مجلس نهم وی 60 نفر از منتخبین مجلس نهم در دور اول را هفته گذشته به دفتر خود دعوت کرده است.
به گزارش خبرنگار قانون، ظاهرا در این جلسه تنها 25 نفر از نمایندگان دعوت حدادعادل را قبول کرده و به دفتر وی رفتند که در این جلسه سه نفر به سخنرانی پرداخته‌اند که یکی از آن‌ها شخص حداد عادل بوده است.
همچنین پس از برگزاری این جلسه از سوی حدادعادل به مدعوین به عنوان نهار سبزی پلوماهی داده شده است.
لازم به ذکر است که حدادعادل که این روزها به شدت مشغول رایزنی برای ریاست مجلس نهم است پیش از این نیز با برگزاری اردوی انتخاباتی شلمچه و باغ گیلاس نیز منتخبین مجلس نهم را برای رایزنی در مورد ریاست به دور یکدیگر جمع کرده بود.
از سوی دیگر این روزها حملات گسترده‌ای از سوی برخی افراد منتسب به گروه های تندرو به علی لاریجانی که شانس بالاتری برای کسب ریاست مجلس نهم دارد صورت گرفته است که عمدتا با هدف تخریب وی بوده است.




onsdag den 11. april 2012

با این مجلس و حکومت کوروش آسوده بخواب که خواب ابدی برای ما نزدیک است

عکس / جلسه علنی امروز مجلس
 یک روز پر کار دیگر برای کارچاق کن های مجلس جمهوری اسلامی که در مقابل حقوق های مادامالعمر به هر و کر مشغولند و قیافه ها و رفتارشان خود گویای عمق فاجعه می باشد در شرایطی که کشور وجامعه ایران از هر روز دیگری به نابودی و قهقرا رفتن نزدیک تر است این نمایندگان فرمایشی درحال   نمایش مسخره بله قربان گویی مشغولند کوروش آسوده بخواب که خواب ابدی برای ما نزدیک است















onsdag den 4. april 2012

دروغی دیگر از رییس دولت احمدی نژاد


در حالی که دولت سید محمد خاتمی با درآمد نفتی بسیار پایین تر از دولت محمود احمدی نژاد، صندوق ذخیره ارزی با موجودی تقریبی پانزده میلیارد دلار را برای او به ارث گذاشت، احمدی نژاد در تازه ترین اظهارات خود گفته است که "دولت​های قبل تا یک دلار آخر فروش نفت را مصرف می کردند اما من برای سال بعد ذخیره کرده​ام "

داش محمود چند میلیارد و میلیون ذخیره مالی باقی مانده از دولت خاتمی را قبل نمیداند برای همین هم این حرف را زده چون ما یادمان نرفته که ایشان در  شهرداری تهران هم میلیونها را ندید و کسری داشت
با این حال این ادعا که "دولت های قبل تا دلار آخر فروش نفت را مصرف می کردند" تنها دروغی که آقای احمدی نژاد گفته نیست بلکه علاوه بر اینکه دولت خاتمی با درآمد ناچیز نفتی یک صندوق ذخیره پانزده میلیارد دلاری به ارث گذاشت، بر اساس اظهارات خود رییس دولت در جلسه مجلس، دولت احمدی نژاد تا دلار آخر صندوق ذخیره ارزی را خرج کرده و این حساب هم اکنون خالی است.
این در حالی است که درآمد دولت های نهم و دهم ، تنها ازمحل صادرات نفت خام، مالیات، خصوصی سازی و اوراق قرضه بالغ بر ۷۲۰ میلیارد دلار بوده است و به شهادت آمار دولت نهم و دهم تنها از فروش نفت خام، بیشترین درآمد را در دولت‌های پس از انقلاب داشته است. درحالی که کل درآمد نفتی دولتهای اول تا هشتم(سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۳) معادل ۴۳۳ میلیارد دلار بوده است.
دولت احمدی نژاد همچنین رقمی معادل ۱۱۰ هزار میلیارد تومان بدهی دارد و از این نظر مقروض ترین دولت پس از انقلاب به شمار می رود.
در این شرایط، محمود احمدی​نژاد در دیدار نوروزی جمعی از نمایندگان مجلس گفته است: تمامی دولت‌ها تا یک دلار فروش نفت خود را در بودجه همان سال مصرف می‌کردند و هیچگاه یک دلار برای سال بعد ذخیره نمی‌کردند اما برای اولین بار در تاریخ این کشور و از زمانی که صندوق توسعه ملی تاسیس شد تنها در سالها۹۰-۸۹ ، ۳۵ میلیارد دلار ذخیره شده است.
وی همچنین ادعا کرده است که در سال گذشته کشور در بخش تولید ملی شاهد رشد خوبی بوده است

وصلت جمهوری اسلامی و سوریه و چین و روسیه مبارک باد

شکل گیری ائتلاف جدید منطقه ای با حضور ایران و سوریه
یک مقام روسی با اشاره به تلاش غرب در زمینه سرنگونی نظام سوریه تاکید کرد: برخی طرفها هم اکنون خطر استراتژیک شکل گیری ائتلاف و محورهای جدید در منطقه را درک کرده اند و در تلاش برای بر هم زدن آن هستند.
(ای بابا این مقام روسی ایول داره چه محوری را کشف کرده فکر کنم اخبار روسیه را اصلا گوش نمیده چون ماهها است اینها از وتو گرفته تا حمایت علنی تا کمک زیر جولکی همه کاری کرده تا این موی دماغ جهان را هم چنان به عنوان گاو ده من شیر خود نگه دارد چه کسی بدش می اید که یک همچین مشتری اجناس بنجول و بدرد نخور را به قیمت سرسام آور بخرد .میلیارد ها دلار خرج نیروگاه اتمی تاریخ گذشته بکند و تازه هیچوقت به راه اندازی کامل نخواهد رسید .
خلاصه این حکایت وصلت جمهوری اسلامی و سوریه و چین و روسیه مبارک باد حیف که مردم ایران را به این جشن و پی کوبی دعوت نمی کنند )
به گزارش خبرگزاری مهر، "مارات موسین" معاون کمیته روابط روسیه با مردم لیبی و سوریه در گفتگو با راشا تودی اظهار داشت: مقامات سوریه هم اکنون با تروریسم بین المللی در اراضی کشورشان مواجه هستند.
وی با اشاره به نگرانی غربیها در زمینه به خطر افتادن مصالح استراتژیک خود در منطقه افزود: معتقدم هم اکنون آنان به درکی در زمینه خطرناک بودن تشکیل ائتلافها و محورهای جدید در منطقه میان سوریه، ایران، چین، هند و روسیه رسیده اند.
این مقام روسی با تایید پشتیبانی مسکو از سوریه با اعزام کارشناسان خبره به این کشور، افزود: چین و ایران نیز باید روی این مسئله فکر کنند. بشار اسد از همپیمان استراتژیک خود که ایران است دست نکشیده و آمریکایی ها به همین دلیل در پی سرنگونی نظامش هستند

mandag den 2. april 2012

برگزاری کنگره به به چه چه برای رهبر جمهوری اسلامی ایران

برگزاری کنگره ای برای تعریف و تمجید از رهبر جمهوری اسلامی


یک بنیاد فرهنگی وابسته به حکومت، برای تملق رهبر جمهوری اسلامی کنگره رسمی برگزار می کند.
روزنامه کیهان از برگزاری کنگره‌ای ادبی با نام "وصف گل" در تمجید از آیت الله خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی خبر داد.
این روزنامه در شماره روز دوشنبه (۱۴ فروردین) خود نوشته که کنگره مذکور از سوی «بنیاد خیریه فرهنگی المهدی» در اصفهان برگزار خواهد شد.
آن‌طور که کیهان نوشته است در این کنگره قرار است در تمجید از آقای خامنه‌ای شعر، قطعات و مقالات ادبی خوانده شود.
در این کنگره قرار است شعرا و ادبا در شش محور از پیش اعلام شده در قالب شعر و قطعات ادبی از رهبر جمهوری اسلامی تعریف کنند.
وبسایت "دیگربان" که این موضوع را مورد توجه قرار داده نوشته است: "این برای نخستین‌بار است که کنگره‌ای رسمی در تعریف از رهبر جمهوری اسلامی در دستور کار نهاد‌های فرهنگی قرار می‌گیرد."
مهربانان : اگر فکر می کنید پول نفت فقط توسط نور چشمی ها دزدیده می شود و به خارج برده می شود سخت در اشتباه هستید با برگزاری این گونه کنگره ها هم بعضی ها خوش خوشانشان می شود وهم به بادمجان قاب چین های درباری نان و نوایی می رسد این گونه برنامه ها در کشور های کره و آلمان قدیم و کوبا مرسوم بود

fredag den 30. marts 2012

نفت خام کمک جمهوری اسلامی به متحد عرب خود، سوریه

 


خبرگزاری رویترز روز جمعه در گزارشی اختصاصی از کمک جمهوری اسلامی به متحد عرب خود، سوریه، برای دور زدن تحریم‌های غرب و فروش باواسطه نفت به یک کمپانی چینی خبر داد. ارزش محموله مورد نظر حدود ۸۴ میلیون دلار ذکر شده است.
به گزارش رادیو فردا رویترز در این گزارش می‌گوید که ایران حاضر شده است محموله‌ای از نفت خام سوریه به ارزش حدودی ۸۴ میلیون دلار را با یکی از تانکرهای خود به کمپانی چینی «ژوهایی ژن‌رونگ» برساند که شرکتی دولتی است.
این در حالی است که جمهوری اسلامی خود مشمول تحریم‌های گسترده غرب و به‌ویژه ایالات متحده است و برای فروش نفت خام هم‌اکنون با مشکلات عدیده روبه‌روست.
مهربانان
دزدیدن نان از سفره نان مردم ایران و ریختن به جیب یاران عرب خود این داستان هر روز مردم بی پناه ایران است شاید اگر شخص صالحی امروز بتواند درآمد های نفت و بدهکاری های ایران و تحریم های انجام شده و تحریم های در راه آینده را جمع بندی کند به عمق فاجعه این دست دل بازی های حاکمان عرب پرست ایران را بتواند محاسبه کند هرچه هست روزی مردم با نگاه کردن به این ورق های تاریخ .افسوس بسیار خواهد خورد

مردم ایران همواره در تاریخ در ادبیات در روش زندگی نشان داده اندکه خواهان ایجاد بهشت در همین زمین خاکی می باشند و فقط حاکمان کشورها هستند که خواهان جنگ هستند نه برای منافع مردم بلکه برای حفظ حکومت خود و این در تمام دنیا صدق می کند در ایران در کشور های عربی در اسراییل در آمریکا ... وای کاش از این منافع مردم خود بهتر دفاع کنند دمکراسی کلید ماجرا می باشد

از سوی دیگر، آن طور که خبرگزاری رویترز به نقل از «منبعی در صنعت نفت» می‌گوید، کمپانی چینی طرف معامله نیز خود در ماه ژانویه گذشته مشمول تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی شده است.
وزارت امور خارجه ایالات متحده در ماه ژانویه گذشته اعلام کرد که کمپانی ژوهایی ژن‌رونگ بزرگ‌ترین تامین‌کننده فراورده‌های پالایشی برای ایران است و به همین دلیل از تجارت در بازار آمریکا منع شده است.
به این ترتیب حکومتی که خود مشمول تحریم‌های آمریکاست به حکومت تحریم‌شده‌ای دیگر کمک می‌کند تا نفتش را به شرکتی برساند که آن هم توسط آمریکا مشمول تحریم تشخیص داده شده است.
جمهوری اسلامی ایران از نزدیک‌ترین حامیان حکومت بشار اسد است که یک سالی است با اعتراضات گسترده مردمی دست و پنجه نرم می‌کند، دست و پنجه‌ای که گفته‌ می‌شود تاکنون دست‌کم ۹ هزار نفر را به کشتن داده است.
محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، اخیرا حتی تا آنجا پیش رفت که روش حکومت آقای اسد در مقابله با ناآرامی‌های کشورش را ستود.
از سوی دیگر چین نیز که هم حامی سرسخت ایران است و هم از بزرگ‌ترین حامیان سوریه تاکنون به همراه روسیه دو قطعنامه سازمان ملل علیه بشار اسد را وتو کرده و خشم غرب و مردم سوریه را باعث شده است.
به گفته منبع رویترز، سوری‌ها قصد داشته‌اند نفت خود را مستقیما به کمپانی چینی بفروشند، اما به دلیل وجود تحریم‌ها نتوانسته‌اند تانکری برای این کار پیدا کنند و اینجاست که جمهوری اسلامی وارد کار شده و تانکر ام. تی. تور را در اختیار سوریه گذاشته است.
به گزارش رویترز، تانکر تور که با پرچم مالت در دریا سفر می‌کند و هم‌اکنون حامل ۱۲۰ هزار تن نفت خام سبک است متعلق به شرکتی است با عنوان «آی‌اس‌آی‌ام تور با مسئولیت محدود» که به گفته وزارت خزانه‌داری آمریکا یک شرکت صوری ایرانی است.
با افزایش فشار تحریم‌ها ایران، به گفته مقامات آمریکایی، با هدف دور زدن تحریم‌ها شرکت‌های صوری بسیاری را در نقاط مختلف جهان از جمله دوبی و سنگاپور به ثبت رسانده است.
ایران و سوریه تاکنون در این باره اظهار نظر نکرده‌اند، اما سخنگوی کمپانی چینی از وجود این تانکر و حمل نفت سوریه اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

mandag den 26. marts 2012

وقتی پای و ایران ایرانی در میان است با کت شلوار و یا عمامه فرقی ندارد

انتقادهای تند حاکمان با سخنان احمدی نژاد نشان داد که اینان منافع خود را بر هر چیزی برتر میدانند و به دوستان خود هم رحم نمی کنند و و هر جا پای نفوذ و قدرت در میان باشد این مروجین آیین عرب قدرت مند می ایستند و به پادو های خو نیز رحم نمی کنند به مطلبی که درست بعد از سخن رانی آقای احمدی نژاد نوشته بودم در پایین توجه فرمایید

مکارم شیرازی   این سخن، ظلم بزرگی است، به علمایی که از ابتدا تا امروز، به دنبال حفظ مکتب اسلام و تشیع بوده هستند. یعنی شیخ طوسی، سید مرتضی، سید رضی، شهید اول و شهید ثانی و... حضرت امام  ، که سال‌ها زندان و تبعید را تحمل کرده و خونشان نیز در این راه ریخته شده است،‌اسلام را نجات نداده‌اند و فردوسی آن را نجات داده است.

این مرجع تقلید، با بیان این که خود فردوسی نیز چنین عبارتی را تکذیب می‌کند، اظهار داشتند: فردوسی گفته است که «بسی رنج بردم بدین سال سی//عجم زنده کردم بدین پارسی»؛ خود می‌گوید که با تلاش‌های زیادی که در این سی سال متحمل شده‌ام، زبان فارسی را زنده کرده‌ام. بنابراین، این که گفته می‌شود، فردوسی مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است،‌ بی انصافی است


محمود احمدی نژاد در سفر به تاجیکستان فردوسی را مایه "نجات اسلام" دانست و از "نااهلانی که لیاقت حکومت بر ایران را
ندارند" انتقاد کرد. این در حالیست که تأسف‌ها و حسرت‌های اصولگرایان برای رئیس دولت دهم نیز ادامه دارد. علی‌رضا مرندی٬ از نمایندگان مجلس هشتم که برخی رسانه ها وی را "پزشک ویژه رهبر جمهوری اسلامی" نیز معرفی کرده اند، گفته است که "شاید آقا هم فکرش را نمی‌کردند که احمدی نژاد یک روزی به اینجاها برسد". محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس نیز ضمن انتقاد از احمدی‌نژاد گفته وی هرگز به نصیحت‌های او گوش نداده است.

نجات اسلام توسط فردوسی
احمدی‌‌نژاد در تاجیکستان گفته که فردوسی، "مکتب پیامبر اسلام را نجات داده" واینکه "آدم‌هایی حقیر و کوچک" می‌خواهند همواره "به عنوان پیشقراول ملت ایران، نقش آفرینی کنند".
وی اشاره‌ای به نام این افراد نکرده اما گفته است که آن‌ها "آن‌قدر بزرگ شوند که لایق حکومت و این ملت باشند".
رییس دولت دهم افزوده: "فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت
(این نوع فضیلت که ایشان به خرج می دهند از ریشه فضل و دانش نیست بلکه مسلما ریشه لغوی دیگرمثلا فضله فضول فضاحت ... و از این قبیل دارد از قدیم گفته اند که یک راه مقابله با چیزی همان بد دفاع کردن از ان است وشاید ایشان با دوختن آسمان و ریسمان تلاش نمودندکه بی دانشی خود را در ارتباط با فردوسی و فرهنگ ایرانیان به این صورت پوشش دهند
بهر روی یکبار دیگر ایشان ثابت کردند که وقتی پای ایران و   در ایرانی میان است با کت شلوار و یا عمامه فرقی ندارد همهگی با اصل ایرانیت و پارسی بودن مخالفند و حرف اول اینان همان آیین اعراب است و برای آنان حکومت می کنند)

torsdag den 22. marts 2012

با تمام قوا به ایرانی ها بفهمانیم که نمی توانیم به آنها مجوز دستیابی به تسلیحات هسته ای را بدهیم


رایس در یک برنامه تلویزیونی در این خصوص گفت: در حال حاضر مهم ترین مساله این است که ما با تمام قوا به ایرانی ها بفهمانیم که نمی توانیم به آنها مجوز دستیابی به تسلیحات هسته ای را بدهیم. این بدان معنا است که ما باید گزینه نظامی را روی میز و کنار دست خود به نشانه چماق نگاه داریم. ایرانی ها باید بدانند که ما هرلحظه می توانیم از این چماق استفاده کنیم. امریکا نمی تواند در خصوص این پرونده سیگنال های متفاوت و دم به دمی از خود بروز دهد. باید پیامی بسیار قوی و بسیار واضح باشد.
زمانی که از خانم رایس پرسیده شد منظور شما از سیگنال های متفاوت چیست؟وی در پاسخ گفت: رئیس جمهوری می گوید که گزینه نظامی را کنار دست خود داشته و می تواند از آن استفاده کند. اما پس از این ادعا دوباره زمزه هایی از گوشه و کنار می شنوید که این پرسش را مطرح می کند: آیا اوباما به معنای تمام کلمه از این گزینه استفاده خواهد کرد؟ ایرانی ها نیز شاهد این شک و تردید درونی ما هستند. بنابراین بهتر است رئیس جمهوری تمامی حرف های تاکنون زده را یکی کرده و تاکید کند که اگر لازم باشد دست به سلاح هم خواهد برد.

این سخنان رایس در حالی مطرح می شود که باراک اوباما هنگام حضور بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در امریکا در ایتدای ماه جاری میلادی ، به صراحت اعلام کرد که از گزینه نظامی در قبال ایران در صورت ناچاری استفاده خواهد کرد.
رایس که این روزهای خود را با حضور در برنامه های تلویزیونی متفاوت می گذراند پیش از این در گفتگو با ای بی سی تاکید کرده بود که حمله نظامی به تهران با ریسک های بیشمار و تبعات بسیار همراه خواهد بود. وی در بخش هایی از سخنان خود تاکید کرد که این دیدگاه باراک اوباما که جهان نمی تواند ریسک پذیرفتن ایران هسته ای را بپذیرد به نظر جورج بوش رئیس جمهوری امریکا شبیه بوده و البته مورد تایید او نیز است: هیچ کس نمی تواند و نمی خواهد شاهد ایران هسته ای در خاورمیانه باشد.

زمانی که از خانم رایس در خصوص احتمال دعوت یکی از کاندیداها از او برای پذیرفتن سمت معاون اول رئیس جمهور سوال شد وی بلافاصله گفت: در حال حاضر جمهوری خواهان برای این پست کاندیداهای بسیار خوبی دارند. من به سیاست ورزی و نه الزاما سیاستمدار بودن علاقه بسیاری دارم. آنها بی شک چهره مطلوب و مد نظر خود را پیدا خواهند کرد.

لاوروف مقابل رایس
درست در فضایی که وزیر امور خارجه سابق امریکا از روی میز گذاشتن گزینه نظامی علیه ایران حمایت می کند، همتای روس او در مسکو نظری کاملا متفاوت با وی داشته و تاکید می کند که رفتار خشونت آمیز با ایران تنها و تنها یک نتیجه به دنبال خواهد داشت و آن هم تهدید سلامت معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای موسوم به ان پی تی خواهد بود.
سرگی لاوروف که کشورش بارها و بارها بر لزوم نگاه عاقلانه و منطقی به پرونده هسته ای ایران و اجتناب از برخورد احساسی و هیجانی تاکید داشته در این خصوص می گوید: حمله به ایران تنها می تواند برنامه هسته ای این کشور را برای مدتی به تعلیق بیاندازد. این حمله هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی نمی تواند مهر پایان و دایمی بر برنامه های هسته ای تهران باشد. همانگونه که مقام های امریکایی متعدد با استناد به گزارش های سازمان سیا تاکید دارند هیچ گونه دلیل مستدلی وجود ندارد که نشان دهنده تصمیم سیاسی ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته ای باشد. اما در شرایطی که این حمله رخ دهد بی شک ایرانی ها در اتخاذ این تصمیم راسخ خواهند شد.
لاوروف در ادامه سخنان خود گریزی هم به داستان معمر قذافی رهبر سابق لیبی زده و می گوید: نسخه ای که برای انهدام تسلیحات هسته ای او پیچیده شد و سپس برخوردی که غرب با او در برکناری اش داشت کشورهای بسیاری را به این فکر واداشت که اگر قذافی تسلیحات او را در اختیار امریکایی ها و اروپایی ها قرار نداده بود می توانست از خود دفاع کند.
لاوروف در انتهای کلام خود تاکید کرد که تحریم هایی که تاکنون بر بخش های متفاوت ایران اعمال شده تنها منجر به فشارهای اقتصادی گردیده و تاثیری بر برنامه هسته ای ایران نداشته است.

torsdag den 15. marts 2012

سوگند به بهار، این زندانیان آزادگانند، رهایشان کنید

 

چکیده :" ما نمی دانیم چرا قاچاقچیان ، کلاهبرداران ، فروشندگان سوال های کنکور و دایر کنندگان خانه های فساد شامل عفو و مرخصی و آزادی مشروط می شوند ، اما کسی فکری برای زندانیان سیاسی نمی کند؟" پرسشی که این روزها و همه روزها، خیلی ها از خود می پرسند. چرا کسی به این آزادگان مرخصی نوروزی نمی...


“در بهار ، اغلب ، شکارچیان ، پرنده ها را صید نمی کنند،در بهار پرنده داران نیز ، پنجره قفس ها را باز می کنند تا در باغ بلبلانه چهچه بزنند…..”.
اینها را رهنورد قبل از اینکه خودش یکی باشد از همین زندانی ها که به هر مناسبتی که می شد برایشان نامه می نوشت و بیانیه می داد. قبل از اینکه رهنورد در دیوارهای بلند بن بست اختر محصور شود، هر روز قدمش شادی را به خانه یکی از زندانیان می برد و حس همراه بودن را برای آنان به ارمغان می آورد.
زهرا رهنورد امید داشت بهار همانطور که دل سیاه خاک را می گشاید و آن را به ” سبزه” مهمان می کند، حاکمان را ” بهاری” کند و زندانها را بگشایند ، تا فرزندان این خاک نفسی تازه کنند که چنین نشد و امسال دو بهار است که او هم به همان جرمی که همگان “نکرده” مجازات می شوند، در جایی نامعلوم در حبس است.
زندانیانی که “بزرگند” در دورنمای فعالیت سیاسی خود شاید دیده بودند، حبس و حصر را، اما آنان که شاید ” رای اولی” ها بودند هرگز گمانشان نبود که پاداش “سبزی”، دیوارهایی سیاه و سرد باشد به بلندای اوین.
“زندانیان گمنام و بی نام و نشان ، از زن و مرد و پیر و جوان و نوجوان” که بدنه همین ملتند. ” نه خاکریز اولند و نه سنگری که فتح آن موجب خوشحالی شده باشد” و نه “سنگری است که سیاسیون پشت آن پنهان شده باشند” که بخواهند تسویه حساب های گروهی خود را با آن تنظیم کنند. خواسته ای هم ندارند. نه می خواهند قدرت را باکسی شریک شوند و نه داعیه ای دارند در گردش نخبگان. یک پرسش ساده داشته اند و از یک “حق”سوال کرده اند. پرسیده اند ” رای من کجاست؟” همین!
همین مردم کوچه و بازار هستند. فرزند من ، فرزند تو، همسایه و دوست. کارگر است و دانشجو. پزشک است و نقاش. اما کسی آنها را نمی شناسد. دیگر کسی هم نیست که برای آنها بیانیه بدهد و رایزنی کند. آنقدر کسی به آنها نمی اندیشد که وقتی بهار پشت بهار می گذشت و کسی یادی از زندانیان گمنام نکرده بود، یک روز که باز بهار رسیده بود و زندان شکوفه زد و زندانیان گمنام ” بهارانه ” نوشتند و شاید برای اولین بار فریاد زدند که ما ” معترضانی ساده ایم”. نامه ای از اوین آمد به مقصد همه ایران.
از جرمشان نوشتند “دریافت و ارسال پیامک و ایمیل، تماشای تجمع‌های اعتراضی و همراهی با سکوت معترضان به نتایج انتخابات” اما چه ظالمانه به “محاربه، توهین به مقامات، تبلیغ علیه نظام و تجمع و تبانی”، متهم و در دادگاه‌هایی بدون حضور وکیل مدافع و گاه در نبود نماینده دادستان به احکامی بیش از شش سال حبس محکوم شدند.
و باز هم پرسشگری کرده بودند که ” ما نمی دانیم چرا قاچاقچیان ، کلاهبرداران ، فروشندگان سوال های کنکور و دایر کنندگان خانه های فساد شامل عفو و مرخصی و آزادی مشروط می شوند ، اما کسی فکری برای ما نمی کند؟”
پرسشی که این روزها و همه روزها، خیلی ها از خود می پرسند. چرا کسی به این آزادگان مرخصی نوروزی نمی دهد؟
سه بهار هم به مدد آنها نمی آید و آنها بیگانه اند با سفره هفت سین خانه هایشان. نه آغوش گرمی و نه انعام و اکرامی در “جشن فتح خیبری” که برپا شده. حتی خانواده ها دیگر نمی توانند عزیز دربندخود را دراین ایام نوروزی ملاقات کنند، چرا که زندانبان هم به مرخصی می رود! زندانبان هم “خانواده” ای دارد که او را می طلبد در کنار سفره هفت سین.
باز، گویی “سین های” هفت سین آماده اند تا بر سفره هایی که پشت دیوار اوین پهن می شوند، بنشینند. باز امسال هر ایرانی هفت سینش را با یک سین از ” سبزی ” اعتراض و به یاد زندانیان در بند زینت می دهد. و خانواده ها درکنار دیوار سردی که بین آنها و عزیزشان فاصله انداخته باز ” یا محول الاالحال و الاحوال” می خواندند و دست یاری به سوی خدایشان بلند می کنند. شاید او ” احسن الحال” را برای آنان به ارمغان بیاورد.
سه سال است که تسبیح نامها هنوز در دستان ساجده می چرخد. او هر روز اسمی به اسامی بزرگ مردان و زنان این دیار می افزاید. به نام همه‌ نام‌های بلند. به نام همه‌ بزرگی ها. به نام همه‌ اسم‌های اعظم خدا. به نام همه‌ زندانیان. او می داند که ” مجیب” است و دعوت مضطران را اجابت می کند. “امید” دارد شاید درها باز شود و نامی که می خوانند عبدالله باشد و مهدی یا نسرین باشد و لیلا. و شاید روزی فیض‌الله یا داوود. مصطفای اوین باشد یا عیسای گوهردشت. فرقی ندارد، او همه نام ها را می خواند. “میر” در بند و ” شیخ” آزاده. او باز هم دارد تسبیح می گرداند و همراه با بانوی سبز می گوید ” قسم به بهار، که اینان آزادگانند، رهایشان کنید. با چشم‌هایی نمور از اشک و دلهایی پر امید، آمین بگوئید

torsdag den 23. februar 2012

مغز هر انسانی به وی می گوید از یک سوراخ دوبار نباید گزیده شود

 مغز هر انسانی به وی می گوید از یک سوراخ دوبار نباید گزیده شود . یعنی اینکه اگر عقل سالم دارید به آنهایی که شما را مهجور فرض میکنند و برای شما تصمیم میگرند و شما را خس و خاشاک می خوانند پشت کنید . رای دادن شما فقط یک معنی دارد و ان هم راضی بودن به تو سری خوردن ، مورد تجاوز قرار گرفتن ، باتوم خوردن ، دروغ شنیدن ،چاپیده شدن ، حقیر گشتن . و شلاق خوردن ....... میباشد پس به این چزها نه بگوییم و از خانه خارج نشویم .
اگر باز هم شک دارید سری به خیابان های شهر خود بزنید و به زندگی مردم بنگرید لازم به مقایسه با دیگر کشور های جهان نیست فقط با زندگی گذشته خود مقایسه کنی همه چیز دستتان خواهد آمد . آیندگان به ما می خندند اگر بیشتر از این خود را به ندانستن بزنیم شاید چیزی را در ظاهر تغییر ندهد ولی حتم داشته باشید آغازی خواهد بود برای پایان این سردرگریبانی .

torsdag den 16. februar 2012

رنجنامه دو جوان بی گناه

این نوشته رنجنامه دو جوان بی گناه کرد است که مدت سی ماه است در زندانهای مختلف ایران تجربه های سخت و دشواری را پشت سر گذاشته اند ...


پنج‌شنبه  ۲۷ بهمن ۱٣۹۰ -  ۱۶ فوريه ۲۰۱۲

 : زانیار و لقمان مرادی، دو زندانی کردی که می گویند بدون هیچ گونه دلیلی به اعدام محکوم شده اند، در نامه ای ضمن شرح شکنجه ها و چگونگی اعترافات اجباری زیر شکنجه، از مجامع بین المللی برای نجات خود یاری خواسته اند.
متن این نامه که توسط کمپین لغو حکم اعدام زانیار و لقمان مرادی منتشر شده است را در زیر می خوانید:



این نوشته رنجنامه دو جوان بی گناه کرد است که در حال حاضرمدت سی ماه است در زندانهای مختلف ایران تجربه های سخت ودشواری را پشت سرگذاشته ایم و بر اساس یک اتهام دروغین و داستان ساختگی به مجازات اعدام در ملاعام محکوم شده ایم . ما دو نفر زانیارمرادی ۲۲ ساله و لقمان مرادی ۲۵ ساله لازم میدانیم تا به تشریح تنها بخشی از شکنجه های وحشیانه و رفتارهای ظالمانه ای که توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی که در دوران بازجویها برما روا داشته اند شما مردم دنیا را مطلع کرده و بدین وسیله برای نجات جان خویش از نهادهای بین المللی و حقوق بشر استمداد میطلبیم.
ما دو نفر ساکن شهر مریوان یکی از شهرهای مرکزی استان کردستان هستیم شهری که اساسا بخشی از ملیت اقلیم کرد را دردل خود جای داده است. در سال ۱٣٨٨ بدنبال کشته شدن پسر امام جمعه مریوان به همراه دو تن دیگر از دوستانش بدست عده ای ناشناس و بعد از گذشت یک ماه از آن حادثه، ماموران امنیتی وزارت اطلاعات هر دو نفر ما را در یک روز بازداشت کردند. اما آنچه که در بازداشت وزرات اطلاعات در کردستان برما گذشت و حجم شکنجه های وحشیانه ماموران امنیتی و بازجویان و ضرب و شتم شدید ازسوی آنان به حدی بود که علارغم بی گناهی و بی خبری از حادثه و با آگاهی فاجعه آمیز آن، ما دو نفر ناچار شدیم تا پس از گذشت چند هفته علیه خویش اعتراف کنیم و گناه ناکرده را بر گردن بگیریم و مجبور شدیم به خواستهای بازجویان تن داده واعترافات دروغین علیه خویش را امضا کنیم. نه ماه نگهداری در سلولهای انفرادی مخوف بازداشتگاه اطلاعات سنندج در کنار شکنجه های جسمی و جنسی بسیار وقیحانه از جمله نشاندن بر روی بطریهای نوشابه ای که به صندلی چسبیده بودند و یا تهدید به تجاوز و رفتارهایی که شرم، مانع بازگوکردن آنها است، تنها بخشی از این شکنجه ها بشمار میرود .
از سوی دیگر توهین های لفظی و تهدیدهای دائمی مبنی بر آزار و اذیت سایر افراد خانوادهایمان مارا به موجودات بی اختیار تبدیل کرده است و هرگونه سواستفاده از ما که خواستند کردند. در طول مراحل بازجویی از ما خواستارهمکاری شدند. یکی از خواسته های آنان این بود که پدر یکی از ما به نام اقبال مرادی که یکی از مخالفان نظام است و سالهاست که دست به مبارزه در یکی از شهرهای عراق است را، ترور کنیم. ولی ما هرگز تحت هیچ فشاری تن به خواسته های آنان ندادیم. اگر واقعا ما در این پروند و داستان دروغین که طراحی کرده اند نقشی داشتیم به خواسته های معمولی و امنیتی تن میدادیم و برای آزادی جان خویش دست به هرکاری میزدیم .
بعد از مدتها فشار در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات ما را به بازداشتگاه اوین بند ۲۰۹ منتقل کردند. بدون هیچ ملاقات با خانواده وهرگونه ارتباطی با مسئولین، ما را به دادگاه بردند. دادگاهی که بیشتر یک دادگاه فرمالیته و نمایشی بود... بازجو ما را تهدید کرده که در صورت هرگونه تخلفی از دستوراتشان در جلسه دادگاه، به همان وضعیت وحشتناک گذشته بازخواهیم گشت شلاق، شکنجه و فشارها از اول آغازخواهد گشت.  
شاید باور نکنید که رفتاری با ما صورت گرفت که اگر بجای ٣ نفر میگفتند ٣۰۰ نفر بازهم قبول میکردیم و برای همین هم در این دادگاه بدوی مطابق دستور بازجویان عمل کردیم و نتوانستیم از خود دفاع کنیم برای ما دو نفر که تجربه زندان، شکنجه و سلولهای انفرادی و رفتارهای فریبکارانه ماموران امنیتی نداشتیم؛ وضع چنان سنگین بود که نتوانستیم ازخود هیچ گونه دفاعی کنیم . دادگاهی که با ریاست قاضی صلواتی بود و ایشان میدانستند که ما نمیتوانیم از خود هیچ گونه دفاعی کنیم. اتهاماتی را به ما چسباندند که حتی در پرونده سازی و سناریوی که در اطلاعات سنندج طراحی کرده بودند چنین اتهاماتی وجود نداشت. در طرحی که از قبل برنامه ریزی شده بود در همان جلسه اول حکم ما را اعدام در ملاعام خواندند و سپس به زندان اوین منتقل شدیم و بر اساس دستور دادستان از ابتدایی ترین حقوق یک زندانی یعنی حق ملاقات با خانواده هایمان محروم هستیم.

آیا صرفا عضویت پدر زانیار مرادی در یک تشکیلات سیاسی می تواند دلیل قاطع و محکمی برای انتساب این گناه بر پسر و نزدیکان وی باشد و آیا باید پسر بخاطر پدر مجازات و محکوم گردد.

در پایان بار دیگر بر بی گناهی خود تاکید نموده و اعلام میداریم که هیچگونه نقشی دراین اتهامی که به ما زده اند را نداریم و از تمام نهادهای بین الملی و مجامع حقوق بشر تقاضای همدردی و همیاری را داریم و برای نجات ما دو جوان بکوشید که شاید فردا دیر باشد.
زانیار مرادی و لقمان مرادی
زندان رجایی شهر کرج
۲۶/۱۱/۱٣۹۰

søndag den 29. januar 2012

بیانیه ۳۹۰ فعال مدنی و سیاسی درباره بازداشتهای اخیر


بیش از ۳۹۰ نفر از فعالان حقوق بشری، مدنی و سیاسی با انتشار بیانیه‌ای نسبت به بازداشت‌ها، صدور احکام اعدام و ایجاد فضای پلیسی و اختناق بیش از پیش در جامعه اعتراض کرده و آن را "وحشت‌پراکنی هدفمند حکومت" دانستند.
بنا به اخبار رسیده به جرس، امضا کنندگان این بیانیه خواستار "الغاء احکام اعدام این زندانیان و اعاده دادرسی محکومان یادشده در دادگاه صالح و آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی" شدند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
در روز های اخیر جو اختناق و گسترش فضای پلیسی شدت یافته است. نهادهای اطلاعاتی و قضایی بدون ارائه دلیل و رعایت اصول دادرسی منصفانه خانم ها پرستو دو کوهکی و مرضیه رسولی و آقایان سعید مدنی، سهام الدین بورقانی، علی پاکباز ، ابراهیم رشیدی ، افشین شهبازی ،علی حامد، ایمان و یونس زارعیون ، شهرام راد مهر ، احسان هوشمند،آرش صادقی ، محمد جراحی، شاهرخ زمانی، شیث زمانی، شریف ساعدپناه، مظفر صالح‌نیا، آرش صادقی و علی نجاتی را بازداشت کرده اند.
دستگیری روزنامه نگاران، پژوهشگران اجتماعی، فعالان کارگری و کوشندگان سیاسی منتقد نشانگر تداوم و گسترش نقض سازمان یافته و مستمر موازین حقوق بشری توسط دست اندرکاران حکومت است.
اما خطر اجرای حکم اعدام قریب الوقوع سعید ملک پور، وحید اصغری، جواد لاری، عبدالرضا قنبری ، زانیار و لقمان مرادی بسیار نگران کننده است. همچنین صدور حکم اعدام برای امیر میرزا حکمتی تبعه ایرانی-آمریکایی متهم به جاسوسی نیز با توجه به شرایط خاص سیاسی کشور بر نگرانی ها می افزاید.
حکم اعدام سعید ملک پور دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و متخصص فضای سایبر توسط دیوان عالی کشور با ایراداتی مواجه شد اما در نهایت در دی ماه 1390 مورد تایید دیوان قرار گرفت و قطعیت یافت. همسر آقای ملک پور توضیح می دهد که وی فقط برنامه ای کامپیوتری را به دلیل تخصصش طراحی کرده بوده که بدون اطلاع وی مورد استفاده برخی سایت های پورنوگرافی قرار گرفته است. سعید ملک پور در اسفند ماه سال ۱۳۸۸در نامه‌ای تکان دهنده شرح داد که بدون مشاهده حکم و کارت شناسایی در میدان ونک به زور بازداشت شده و بعد از آن بلافاصله مورد شکنجه و آزار جسمی قرار گرفته است. او پس از ۳۲۰ روز در حبس انفرادی، بدون ملاقات و بدون دسترسی به کتاب و روزنامه سرانجام فریب بازجویان را خورد و تن به مصاحبه تلویزیونی داد. بازجویان به وی وعده آزادی داده بودند و همچنین مدعی شده بودند که این اعترافات را برای دریافت پروژه دولتی گرداب می خواهند؛ پروژه ای که علی رغم ادعای ظاهری مبارزه با فساد اخلاقی ماموریت اصلی اش مقابله سایبری با مخالفان حکومت و نیرو های مستقل است.
وحید اصغری فعال سایبری و فارغ التحصیل از دانشگاه هند است. وی هنگام ورود به کشور به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت شد. آقای اصغری در فرازی از نامه اش به رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران می گوید: "چشم بند و دست بند مرا شدیدا به چوب بسته و به ـ حالت ـ کاسه سر به سمت پائین آویزان کردند، با طناب و دستبند، شلاق و سیلی می زدند. با ضربه زدن به شکم و پهلو با پنجه بوکس و گذاشتن چاقو زیر گلویم و روی رگ دستم و تهدید به قتل و تجاوز جنسی چند نفره به من به زور هر چه می خواستند را تلقین می کردند و با وعده و اجبار از من اعتراف غیر واقعی و کذب و امضا و اثر انگشت و نوار مصاحبه ی ویدئویی جعلی بارها گرفتند. در حالی که من فقط متهم بودم."
جواد لاری از فعالان کارگری است که سه سال را در دهه شصت به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق در زندان گذرانده است. وی پس از اعتراضات در انتخابات 1388 زندانی شد. اگرچه شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور حکم اعدام صادره توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران را ارجاع داده بود اما مجددا قاضی صلواتی رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وی را به اعدام محکوم کرد. جواد لاری از بیماری قلبی رنج می برد. وکیل او و خانواده اش می گویند او هیچ اقدامی انجام نداده است که عنوان محاربه بر آن صدق کند.
آقای قنبری معلم در شهر پاکدشت ورامین بوده است . وی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام محاربه از طریق ارتباط با گروه‌های معاند ،داشتن ایمیل‌های مشکوک و ارتباط با یکی از رسانه‌های تلویزیونی خارج از کشور به اعدام محکوم شد. او همچنین به دلیل ارتباط تلفنی با سازمان مجاهدین خلق چند ماه در سال 1385 در زندان بسر برده است.
نزدیکان به وی ، او را قربانی سناریو سازی امنیتی حکومت می دانند. حتی اگر ادعا های حکومت در خصوص وی صادق باشد باز حکم اعدام تناسب با عمل وی ندارد.
زانیار مرادی و لقمان مرادی دو شهروند کرد اهل مریوان هستند که در دی ماه ۸۹، به حکم قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، با اتهام عضویت در حزب “کومله” و دست داشتن در قتل پسر امام جمعه مریوان به اعدام در ملا عام محکوم شدند. این دو زندانی طی نامه ای که منتشر شد اعلام کردند زیر شکنجه و تهدید به تجاوز جنسی مجبور به پذیرفتن قتل شده اند.
از آنجایی که دادگاه های برگزار شده بی اعتنا به رعایت اصول دادرسی منصفانه و عادلانه بوده است و متهمان از حق استفاده از حقوق خود به صورت موثر برخوردار نبوده اند و نهادهای ناظر مستقل نیز در جریان نحوه رسیدگی قضایی آنها قرار نداشته اند، لذا احکام صادر شده برای آنان اعتبار ندارد. فقدان استقلال و بی طرفی قوه قضائیه و سابقه منفی جمهوری اسلامی ایران در نقض برنامه ریزی شده و نظام مند حقوق بشر و اعمال فشار و شکنجه در اخذ اعترافات، صحت ادعاهای حکومت در پرونده های فوق را به طور جدی زیر سوال می برد.
بنابراین ما خواستار الغاء احکام اعدام این زندانیان و اعاده دادرسی محکومان یادشده در دادگاه صالح و آزادی بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
ما معتقدیم کسب جایگاه دوم جهانی در اجرای حکم اعدام لکه ننگی بر پیشانی کشور است و مسئولیت آن با حکومت است. حکومت بر اساس اهداف سیاسی و ناتوانی در توقف سیر صعودی بزهکاری به طور اساسی از حربه اعدام استفاده می کند.
ما با توجه به ناکارآمدی نظام مجازات کنونی در کنترل جرائم سنگین، ضرورت کنار گذاشتن مجازات های مغایر با کرامت انسانی، و پایان بخشیدن به بهره برداری سیاسی حکومت از حکم اعدام، خواهان حذف حکم اعدام از نظام مجازات کشور هستیم.
اسامی امضاء کنندگان
آرش آبادپور وبلاگ نويس، دكتراي رشته مهندسی برق و كامپيوتر
حامد ابراهیمی فعال سیاسی
حامد ابراهیمی نژاد
افشین ابراهیمیان روزنامه نگار ، عضو سازمان حقوق بشر کردستان
نادر احسانی
عبدالرضا احمدی روزنامه نگار،فعال حقوق بشر
داریوش احمدی فعال حقوق بشر
بهزاد احمدی نیا فعال سیاسی
امین احمدیان
احمد احمدیان
فرشید آذرنیوش فعال دانشجویی و رسانه
بهزاد آذرهوشنگ
آزاد آذری فعال حقوق بشر
ایمان آذریان بروجنی
پارمیدا آرامش
کمال ارس کنشگر سیاسی
حميد ارهنجی پور
احمد آزاد
آرنوش ازرحیمی فعال سابق دانشجویی
روشنک آسترکی فعال مدنی
صادق اسکندری فعال دانشجویی
رشید اسماعیلی
الهام اشرف جو راوری فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس
فرید اشکان فعال سیاسی
مهرداد اصلانی فعال سیاسی
امیرحسین اعتمادی عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران
رضا اغنمی نویسنده ساکن لندن
علیرضا افتخاری
علی افشاری فعال سیاسی و دانشجوی دکتری مهندسی سیستم
روح اله آقاصالح
سوسو آقامیری
مریم اکبری
سارا اکبری
دنیا اکبری
محمد اکبریان دانشجو
محمدجواد اکبرین دین‌پژوه - روزنامه‌نگار
سعید آگنجی فعال سیاسی/دانشجویی
نصير امامى
رامین امن گستر فعال دانشجویی
منوچهر امیری
بهنام امینی فعال دانشجویی سابق
بهمن امینی ناشر و فعال حقوق بشری
نادر انتصار
مریم اهری
کاوه آهنگری فعال سیاسی
رحیم باجغلی فعال حقوق بشر
احمد باطبی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
حسین باقر زاده فعال حقوق بشر
ایرج باقرزاده فعال ملی مذهبی
نگین بانک
شهلا باور فعال حقوق بشر
بهداد بردبار روزنامه نگار
محمد برزنجه فعال سیاسی
امیر حسین بلالی
خسرو بندری فعال حقوق بشر
رحيم بندوئی فعال سياسی از بلوچستان -ايران
سید علی بنی جمالی
حسین بهادری
شهلا بهاردوست
محمد بهبودی دکترا
عصمت بهرامی فعال حقوق بشر
رضا بهفرنیا کانون اسلامی دانشگاه آزاد اهواز
امير بيگلری
بهرام بیگدلی
میثاق پارسا
پارسا پارسائیان
ترنج پاشایی
مهناز پراکند حقوق بشری
بهزاد پرنیان فعال حقوق بشر
سهيل پرهيزي فعال حقوق بشر
بیژن پریزاده فعال حقوق بشر
عسل پریزاده فعال حقوق بشر
امیر خسرو پزشکراد
کتایون پزشکی
امید پور محمد علی
سپیده پورآقایی فعال حقوق بشر
محمود پورباقر
سعید پورحیدر روزنامه نگار
سعید پیوندی استاد دانشگاه
حبیب تبریزیان
غلام ترشیزی
حسین ترکاشوند فعال حقوق بشر
آرمین تقی پور فعال دانشجویى
علی تقی پور فعال دانشجوی
مجید تمجیدی
شهرام تهرانی
نیره توحیدی
امیرحسین توسطی
محمدعلي توفيقي روزنامه نگار وفعال سياسي
مجید تولایی
محمد ثانی فعال دانشجویی
مژگان ثروتی
رضا جعفريان
محمد حسین جعفری کنشگر فرهنگی و سیاسی(جبهه ملی ایران)
وحید جعفری
بیژن جلالی اتحاد چپ
بهیه جلالی
سیاووش جلیلی دانشجو-فعال عفو بین الملل
جلیل جلیلی
مسعود جمشیدی فعال حقوق بشر در هامبورگ
آرش جنتی عطایی پژوهشگر
آیدین جهانبخش
ابوالفضل (پویا ) جهاندار فعال حقوق بشر
رضا چرندابی فعال سیاسی
پوریا حاجی باقری فعال سیاسی و حقوق بشر
سعيد حبيبي فعال سياسي
محمد حبیبی
پرویز حدادی زاده
آرام حسامی
ستاره حسن پور
یوسف حسنی تبار
میلاد حسینی کشتان فعال دانشجویی
سعید حق جو
بیژن حکمت
عباس حکیم زاده فعال دانشجویی سابق
خلیل حواری نسب
عباس خرسندی عضو همبستگی ملی برای دموکراسی وو حقوق بشر
شهرام خرم روزنامه نگار
محمد خزایی مونترال
آریا خسروی فعال دانشجویی / مدنی
سالار خسروی
علی خلیق
امین دادار دانشجو
پرستو دانا دانشجو
فریبا داودی مهاجر فعال حقوق بشر و زنان
مهرداد درویش پور
نسیم دریاب
فرهاد دفتری
مینا دفتری
البرز دماوندی حقوق بشر
فریبا راد
منوچهر راستا فعال سیاسی - زندانی سیاسی دهه شصت
مژگان رافت فعال حقوق بشر
احمد رافت
ریبین رحمانی فعال حقوق بشر
کمال رحمانیان فعال سیاسی
سالومه رحیمی
نیلوفر رستمی
امیر رشیدی
سحر رضازاده فعال دانشحویی سابق
پدرام رضازاده
شیده رضایی فعال حقوق زنان و برابری های بهداشتی
آزیتا رضوان
محسن رضوانی اتحاد چپ- کارگر صافکاری و نقاشی خودرو
محسن رضوانی فعال سیاسی چپ
پدرام رفعتی فعال سابق دانشجویی
علی اصغر رمضانپور روزنامه نگار
محمد رنجبر
بنفشه رنجی
میثم رودکی فعال سیاسی
مریم روزبهانی فعال حقوق بشر
فریبا روستایی
امین ریاحی فعال سیاسی
سیروس زارع زاده اردشیر فعال حقوق بشر
یاسمن زارعی
نوید زاهدی حزب سبز
فتحیه زرکش یزدی فعال حقوق بشرو حقوق زنان
حسن زرهی نویسنده
محمد زمانی روزنامه نگار و فعال سیاسی
محمد زمانی روزنامه نگار و فعال سیاسی
گیو زندی
متین سال مه دانشجویی
میترا سالارنیا
میر حمید سالک
حسین سبحان اللهی فعال مدنی
فتاح سبحانی فعال سیاسی
بهروز ستوده فعال سیاسی و حقوق بشر
بهروز ستوده فعال سیاسی و حقوق بشر
فواد سجودی فریمانی دانشجویی, حقوق بشری
نسیم سرابندی
آیدا سعادت
نکیا سعیدی فعال سیاسی-کارگری
حسن سلامی
فرزاد سلطانزاده نادری
یوسف سلیمانی
عبدالباسط سلیمانی دانشجویی،آنارشیستی
سعیده سهرابی
حمید سوری دانشجویی
رضا سیاوشی فعال سیاسی
همن سیدی
ساحل سیستانی دانشجویی
لیلا سیف اللهی
سلمان سیما عضو داشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران
بهار شادی
علی‌ شاکری فعال حقوق بشر و صلح
نوشین شاه محمدی فعال دانشجویی
داراب شباهنگ
شلیر شبلی فعال حقوق بشر و زنان
مصی شرافتی
حسن شریعتمداری
روحی شفیعی
عباس شیرازی فعال سیاسی
فرح شیلاندری زنان، فیلمساز
زهره صادقی فعال زنان و حقوق بشر
محمدرضا صادقی
علی صادوقی
بهنام صارمی فعال سیاسی
امير صحتي
بالی صداقت
سوفیا صدیق پور از حامیان مادران پارک لاله/ لس آنجلس- ولی
بیژن صف سری روزنامه نگار
سیاوش صفوی فعال سیاسی
فرزاد صنعنی دکترا
معصومه ضیا زنان
حسن طالبی فعال دانشجویی
علی طایفی فعال اجتماعی و مدنی
هادی طلاکوب فعال حقوق بشر
بابک طهماسبی فعال دانشجویی سابق
مریم طهماسبی
محبوبه عباسقلی زاده
غلام عباسی
علی عبدی دانشجو
مزدک عبدی پور کنشگرسابق دانشجویی و کنشگر فعلی سیاسی و حقوق بشری
قاسم عبرلیا
شهلا عبقری استاد دانشگاه ، فعال حقوق زنان و حقوق بشر
نازلی عراقی
مهدی عربشاهی دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
علی‌ عضدی
کتایون عظیم فرد فعال و هنرمند
نازی عظیما
خسرو علاف اکبری دانشجو
کاظم علمداری
مریم علیخانیان
طیبه علیرضایی
مهرداد عمادی
مهرداد عمادی
سانیا عوض پور فعال حقوق بشر
پویا غلامرضایی فعال سیاسی-دانشجویی
سینا غیور
فرشيد فاريابي فعال رسانه اي
منوچهر فاضل
علی فتوتی دبیر سابق شاخه دانشجویان جبهه مشارکت فارس
امیر حسین فتوحی فعال سیاسی
فرشته فراهانی فعال سیاسی و حقوق بشر
سیاوش فرجی
ندا فرخ فعال حقوق بشر
ناهید فرشی حقوق بشری
کیوان فروزان
نادر فروزی
سرایا فلاح فعال زنان و اقلیتهای قومی
فیروزه فولادی فعال سیاسی
حسن فیض بخش دکترا
شهاب فیضی
اختر قاسمی روزنامه نگار و عکاس خبری
سعید قاسمی نژاد سخنگوی دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
رضا قاضی نوری عضو سابق انجمن دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران
آیدا قجر روزنامه نگار
جعفر قدیم خانی
محمد قلیخانی
مونا کاشف
رویا کاشفی مدافع حقوق بشر
مونا کاشفی
نوید کامران
کاوه کرمانشاهی
مهدی کریم نیا
یوسف کریمی
اکبر کریمیان
علی کلائی فعال حقوق بشر
شقایق کمالی
حمید کوثری فعال سیاسی
اميد كوهى
بهمن کوهی
علیرضا کیانی فعال دانشجویی
تقی کیمیائی اسدی
کمال گاوودی
ژیلا گلانپر روزنامه نگار و فعال زنان
نیما گنجفر
رضا گوهرزاد
کامیاب گیوه کی فعال سیاسی، دانشجویی
هوشنگ لو
حمید مافی روزنامه نگار
بهنام مباشری فعال سیاسی-فرهنگی
رضا مبین فعال سیاسی و حقوق بشر
نوید محبی
سوسن محمدخانی غیاثوند روزنامه نگار
بابك محمدى
مجید محمدی جامعه شناس و تحلیلگر مسائل ایران
بردیا محمدی
فرحناز محمدی فعال حقوق بشری
بهمن محمدی
اکبر محمدیزاده
پویان محمودیان فعال دانشجویی
سعید مرادی نقده
آزاد مرادیان فعال حقوق بشر
نوید مستوفی
حمید رضا مسیبیان حقوق بشر
هوشنگ مشکی پور
زهرا مشهدی
سید نریمان مصطفوی فعال دانشجویی سابق
علی مصلحی روزنامه نگار
عباس مظاهری زندانی سیاسی پیشین
نگار معتمدي
مهدی معتمدی مهر فعال سیاسی
منصور معدل استاد جامعه شناسی٬ آمریكا
عبدالحميد معصومی تهرانی
امیر معماریان فعال سابق دانشجویی، فعال سیاسی
مریم مقدم
رضوان مقدم فعال حقوق زنان
حسن مکارمی روانکاو و پژوهشگر سوربن
امیر ممتاز فعال سیاسی
ابراهیم منافی
عزیز منجمی
حامد منزه سابقا فعال دانشجویی و عضو دفتر تحکیم وحدت
اشکان منفرد وبلاگ نویس - فعال حقوق بشر
علی مهتدی روزنامه نگار
ابراهیم مهتری فعال سیاسی - حقوق بشری
علی اكبر مهدی استاد جامعه شناسی٬ آمریكا
مهرزاد مهر به امید
فریبرز مهران ادیب مستقل
فرید مهران ادیب مستقل
محمود مهران ادیب ارتشی پیشین- سرهنگ
آناهیتا مهران ادیب دانشجو
بهناز مهرانی
بهزاد مهرانی
بهناز مهرانی
همایون مهمنش
لاله موذن زاده هوادار آقای بروجردی روحانی معترض و مخالف اعدام
سید داوود موسوی عکاس خبری
علی اکبر موسوی (خوئینی) نماینده پیشین مجلس
فهیمه میانجی
ایسان میران بیگ مدافع حقوق بشر
زیبا میرحسینی
انور میرستاری بلژیک
ستاره میهن دوست
آرش ناجی فعال حقوق بشر
فرشته ناجی حبیب زاده
رضا نافعی
عباس نامی
صادق ناهومی فعال حقوق بشر
حسن نايب هاشم مدافع حقوق بشر
آرش نراقي
راضیه (پری) نشاط فعال حقوق بشر
مزدک نصیری فعال حقوق بشر
علی نظری فعال دانشجویی
پریچهر نعمانی
شروین نکوئی جامعه شناس
شیوا نوجو فعال صلح
مهدی نوذر
مهدی نوربخش استادیار روابط بین الملل
فرهاد نوری فعال حقوق بشر
پرتو نوری علا
سجاد نيك آيين نويسنده وفعال سياسي
بهمن نیرومند نویسنده و روزنامه نگار
داراب نیرویی
علی رضا نیک منش فعال داتشجویی سابق
نادر هاشمی استاد دانشگاه دنور آمریکا
امیر هاشمیان
محمد هدايتي
فریدون هرمزدیاری
رضا هیوا شاعر
فرزین وحدت
مهدی وزیری
ملیحه وزیری
اکبر وکیلی

سجاد ویس مرادی فعال دانشجویی
علی یزدانی
مریم یزدانی فعال حقوق بشر
تارا یزدی
فریده یزدی
طلعت یگانه تبریزی خانه دار
مسعود یوسفی

onsdag den 25. januar 2012

از این پس باید برای ویزای کار جلو سفارت افغانستان صف ببندیم



آمنه افضلی وزیر کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین افغانستان

در پی‌ نا بسامانی وضعیت اقتصادی و بازار ارزی ایران, وزیر کارافغانستان اعلام کرد که به ایرانیان فعال در زمینه بازسازی و عمران اجازه کار داده خواهد شد.به گزارش خبرگزاری نیمه رسمی‌ ایسنا آمنه افضلی وزیر کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین در کابل گفت طبق طرح ساماندهی کارگران خارجی هر ۱۵ روز یکبار اتباع خارجی باید به اداره کار مربوطه مراجعه کنند.ایشان در این مورد افزود البته این محدودیت به دلیل مسائل امنیتی و وضعیت بازار کار کشورمان اعلام شده است.

نگاهی‌ به ارزش ارزی ایران و افغانستان هم گویای این سند بکار گیری کارگران ایرانی‌ در افغانستان است


مدیریت سایت های مستهجن و مخالف دین اسلام

وحید اصغری، زندانی ۲۵ ساله که به اتهام پرونده موسوم به ” مدیریت سایت های مستهجن و مخالف دین اسلام” که ۶ دی ماه امسالبه اعدام محکوم شده است اکنون دچار روانپریشی است و خانواده اش خواستار تجدید نظر در این حکم شده اند. این زندانی طبق شکایت نامه اش که متن آن در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران قرار گرفته است بارها توسط بازجویانش شکنجه و وادار به اعتراف های بر علیه خودش شده است. او شکایت نامه ای برای رسیدگی به اوضاعش خطاب به قاضی صلواتی نوشته که هنوز بی پاسخ مانده است. این پرونده دو متهم دیگر نیز به نام های سعید ملک پور و شهرام وزیری نیز دارد. سعید ملک پور نیز از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده است.

وحید اصغری شکایت نامه ای در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۳۸۸ خطاب به قاضی صلواتی درخصوص شکنجه ها و فشارهای که به او وارد شده بود نوشت و خواستار رسیدگی شد. وی در بخشی از این نامه گفته است:« با چشم بند و دست بند مرا شدیدا به چوب بسته و به ـ حالت ـ کاسه سر و به سمت پائین آویزان کردند، با طناب و دستبند و شلاق و سیلی می زدند. ضربه زدن به شکم و پهلو با پنجه بوکس و گذاشتن چاقو زیر گلویم و روی رگ دستم و تهدید به قتل و تجاوز جنسی چند نفره به من به زور هر چه می خواستند را تلقین می کردند و با وعده و اجبار از من اعتراف غیر واقعی و کذب و امضا و اثر انگشت و نوار مصاحبه ی ویدئویی جعلی بارها گرفتند. در حالی که من فقط متهم بودم.»

احمد اصغری،برادر وحید اصغری، با اظهار اینکه حکم اعدام او ناعادلانه است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« سپاه همان روزهای اول به برادرم گفته بود اعدامت می کنیم و در رسانه های مختلف هم نوشته شده بود که برای وحید حکم اعدام صادر شده است در حالی که وحید به تازه گی به دادگاه رفته و حکم او هم ۷ دی ماه امسال صادر شد . این یعنی اینکه قاضی کاره ای نیست و حکم را بازجوهای سپاه برای متهمین سیاسی قبلا صادر می کنند و قاضی تنها وظیفه دارد آن را برای رسمی کردن تایید کند . حالا طرف اصلا جرمی داشته باشد یا نداشته باشد مهم نیست.»

احمد اصغری برادر این زندانی محکوم به اعدام که اکنون در آمریکا به سر می برد در خصوص اتهام های برادرش که منتهی به حکم اعدام او شده است، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« اتهام های زیادی به او زده اند از جاسوس دولت گرفته تا ارتباط با سازمان منافقین و در اختیار گذاشتن فضای اینترنتی به افرادی که سایت های مخالف رژیم راه انداخته اند اما او تنها جرمش این بوده که فضای اینترنتی در اختیار دیگران قرار می داده، اینکه بعد از آن چه مطالبی در آن فضا کار می شده به او دیگر ربطی نداشته است. آنقدر اتهام های برادرم زیاد هست که من وقتی برای اولین بار سایت گرداب( متعلق به سپاه پاسداران) را دیدم فکر کردم این اتهامات احیانا مال مافیای سیسیل ایتالیا و گانگسترهای کلمبیا و با پشتیابانی چند دولت قدرتمند خارجی هست نه مال یک جوان کارگرزاده ۲۱ ساله که برای تامیین مخارج تحصیل اش در هند دامین می فروخته است.»

وحید اصغری، متولد ۱۳۶۵ و متولد شهر میانه (آذربایجان شرقی)، فعال سایبری و دانشجوی مقطع کارشناسی در دانشگاه هند در تاریخ ۶ دی ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد. او در تاریخ ۱۹ اردبیهشت سال ۱۳۸۷ در فرودگاه امام خمینی توسط ماموران لباس شخصی سپاه پاسداران بازداشت شد. به گفته برادرش او پس از ۴ سال بودن در هند برای دیدن مادرش به ایران آمده بود که توسط نیروهای امنیتی در فرودگاه دستگیرشد. وحید اصغری در آن زمان ۲۱ سال داشته است. در اسفند ماه همان سال(۱۳۸۷) شبکه سایبری سپاه پاسداران خبر بازداشت وحید اصغری را به همراه چند نفر دیگر به اتهام مدیریت سایت های مخالف دین اسلام و مستهجن به طور رسمی اعلام کرد.

lørdag den 14. januar 2012

سردار‌ها یی چو" حسین علایی" به حرف آمدند، سرباز‌ها باید اسلحه بر زمین بگذارند




در میان کسانی‌ که این روزها دست از جان شسته اند و در برابر دیکتاتوری خامنه‌ای و جمهوری اسلامی شهامت نشان دادند و از مرگ نهراسیدند، باید ۲تن‌ را فراموش نکرد، ۲ تنی که روزگاری از یاران سید علی‌ بودند و امروز در کنار مردم ایستاده اند، محمد نوریزاد با نامه نویسی‌های خود براستی شاهکاری کرد و کاری کارستان را آغاز، که نتیجه اش روز به روز نمایان تر میشود، اگر تا دیروز مخالفان شناخته شده خامنه‌ای با کلام خود لرزه بر جان دیکتاتور انداختند امروز سردار سپاه! دقت کنید سردار اعلایی نه اپوزیسیون، خامنه‌ای را با روشی غیر مستقیم دیکتاتور خطاب می‌کند ، در این حرکت پیامی نهفته است که باید به گوش جان آن را شنید، حکومت هایی که مقابل خواست مردم هستند ،زمانی‌ سقوطشان حتمی میشود که ارتش و کسانی‌ که اسلحه بر دست دارند از بدنه کپک زده آن نظام جدا شوند، با حمایت و آغوشی باز این افراد را پذیرا باشید و بیش از همه به این افراد روی خوش نشان دهید، مرگ این حکومت حتمیست اما هر چه زودتر بازوهای نظامی این حکومت در کنار مردم قرار گیرد ،روز سقوط نزدیکتر میشود.
تشکیل شورای رهبری که مورد قبول اکثریت باشد باید زودتر شکل گیرد آن هم نه برای گفتگو با قدرتها ی خارجی، بلکه برای گفتگو با سپاه پاسدارن که حافظ انقلاب اسلامی است. باید اشتباه ۵۷ را در به خاک و خون کشیدن ارتشی که تسلیم شد و در نهایت ناجوانمردی توسط خمینی جنایتکار مثله شد را تکرار نکرد. نیروهای نظامی زمانی‌ اسلحه بر زمین خواهند گذاشت که بدانند که در حکومت آینده از امنیت جانی و قضائی بر خوردارند و در صورتی که به مردم بپیوندند نگرانی‌ از فردا نخواهند داشت. باید شورای رهبری که مورد قبول اکثریت باشد و هر جریان سیاسی نماینده‌ای در آن داشته باشد، زودتر شکل بگیرد تا ناراضیان حکومت به ویژه آنها که در هرم قدرت هستند بتواند راه را بر سرنگونی حکومت بدون تلفات آنچنانی‌ باز کنند، باید در این شورا فعالین حقوق بشری چو آقایان محمد مصطفایی، خانم شیرین عبادی و دیگر وکلا که دغدغه حقوق بشر دارند در کنار مردان و زنان سیاستمدار و خردمند، کشتی‌ طوفان زده ایران را از این پیچ مرگبار تاریخی‌ به سلامت عبور دهند، آقایان فردا دیر است، باید طرف گفتگوی مخالفان نظام و خواستهای اساسی‌ ملت زودتر با برنامه ریزی مشخص شود، باید کسانی‌ باشند که راه را بر پیوستن نظامیان به مردم باز کنند، این مهم از عهده هیچ شخصی‌ به تنهایی بر نمی آید و باید همه با هم دست اتحاد دهند و برای ایران از عقاید سیاسی خود در راه اتحاد ، چشم پوشی کنند و به هم بپیوندند. یادمان نرود آن روزهایی که این شعار لرزه بر اندام حکومت دیکتاتوری انداخت: نترسید،نترسید ما همه باهم هستیم

torsdag den 12. januar 2012

سردار 'جوانی' :مكتب امام نقشه راه درانتخاب نمایندگان ولایی مجلس است

قزوین - مشاور عالی سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه، پیروی از مكتب امام و رهبری را بهترین نقشه راه در انتخاب نمایندگانی ولایی در مجلس برای پیشبرد آرمان های نظام دانست و گفت:عقلانیت،معنویت و عدالت سه بعد اصلی این مكتب است.





انگولک :
این انتخابات حکم دهن کجی به مردم را دارد ونه چیز دیگری .
این همان دم خروس است که از همه جای این انتخابات پیداست . سردار و غیر سردار صبح تا شب به مردم فرمان می دهند که ولایت مداری اصل این انتخابات است. و خدای نکرده فکر نکنید نمایندگان و آرای مردم اهمیت دارد . آب پاکی هم، که ریخته شده روی دست همه، که فتنه بوده اند و سران فتنه همان چند صد هزار نفری بودند که به خیابان آمدند و خنثی شدند. یعنی یا کشتیم و یا زندان انداختیم ، از بالای پشت بام با تیر زدیم، شبانه دستگیر کردیم ، و حالا که صدایی بلند نیست هر بد و بیراهی به آنها می گوییم .
شما هم نمایندگان سربه ذیر ما لطفا کمی ادای رقابت و اینجور چیز ها را در بیاورید . و به هم بپرید تا این نمایش تکمیل شود ،
سپاه و بسیج هم همه را ولایت مدار انتخاب می کند آنوقت ما یک کشور گل بلبی با یک حزب و مجلس عالی خواهیم داشت.
1390/10/22 - 09:01
به گزارش ایرنا، سردار دكتر 'یدالله جوانی' روز پنجشنبه در سومین نشست سیاسی فرهنگی بسیج جامعه پزشكی قزوین با عنوان 'این عمار' قانون مداری، وحدت گرایی، استكبار ستیزی، حمایت از محرومان، ولایت پذیری، تعهد به مردم و مبارزه با فساد و تبعیض را از جمله شاخص های این سه بعد ازمكتب امام خمینی برشمرد و افزود: مجلس ولایی بعنوان مجلسی پیش برنده انقلاب اسلامی باید داعیه دار نمایندگی مردم باشد كه لازمه آن مشاركت حداكثری مردم در انتخابات است.
وی با اشاره به اینكه در طول تاریخ همواره جبهه باطل با برخورداری از تشكیلات و سازماندهی بالا قدرتمندتر از جبهه حق بوده است،ادامه داد: ایجاد جبهه قدرتمند حق طلبان برای اولین بار یكی از دستاوردهای انقلاب اسلامی بعنوان شاهكار حضرت امام   بود.
سردار جوانی اضافه كرد:ایستادگی ملت ایران روز بروز بر عظمت این جبهه در حوزه های گوناگون به رغم تمام تهدیدات نظیر فشارهای اقتصادی،ترور دانشمندان،تهدیدات نظامی و جنگ نرم افزوده و اقتدار نظام باطل را به چالش كشیده است.
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه حركت های رو به جلوی جمهوری اسلامی ایران را موجب واهمه دشمنان غربی دانست و افزود: اكنون دشمن پس از شكست تمام توطئه های خود برای منحرف كردن مسیر پیشرفت ایران در پی ایجاد چالش بین هیات حاكمه ایران است.
وی با بیان اینكه انتخابات یكی از صحنه های جدال بین ایران و دشمنان غربی است، اظهار داشت: راهبرد دشمن در انتخابات آینده ایران،تلاش در ایجاد مشاركت حداقلی در فضایی ملتهب برای روی كارآوردن افرادی غیركارآمد و چالش گر نظام است از این رو جمهوری اسلامی ایران باید با برگزاری انتخاباتی رقابتی در فضایی آرام و روی كارآوردن نمایندگانی در طراز جمهوری اسلامی، این تلاش دشمن را خنثی كند.
مشاور عالی سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به رد صلاحیت برخی از نامزدهای انتخاباتی و با تاكید بر اینكه در مملكتی كه مجلس در راس تمام امور ان است هر كسی صلاحیت ورود به ان را ندارد، اظهار داشت:
رد صلاحیت بسیاری از كاندیدهای انتخابات بدلیل وجود مدارك و پرونده هایی است كه صلاحیت آنها را زیر سوال می برد.
جوانی گقت :
 روند قدرت یابی و پیروزیهای پی در پی ایران در حوزه های مختلف،حركت پرشتاب بیداری اسلامی در منطقه و سقوط رژیم های دیكتاتور،چالش در نظام سرمایه داری و ظهور جنبش مردمی وال استریت با شعار ما 99درصد هستیم ، همگی نشات گرفته از درایت و تیزبینی امام گونه مقام معظم رهبری است.
مشاور عالی سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه تصریح كرد :امروز عزت ملت ایران در گرو نهراسیدن از عربده های آمریكاست.
وی خاطر نشان ساخت:حضور حداكثری مردم در انتخابات مجلس نهم بعنوان حق و تكلیفی دینی و سیاسی و روی كارآوردن نمایندگانی متعهد برای ایجاد مجلس ولایی كه در مقابل تمام تهدیدات هوشیار ،توانمند و ایستاده باشد، باعث خنثی شدن تمام

søndag den 8. januar 2012

مخاطب من کاندیداتور های مجلس می باشد

فاصله یک شغل شرافتمندانه و خیانت به مردم فاصله بسیار کوتاهی میباشد

مخاطب من کاندیداتور های مجلس می باشد کسانی که مثل بقیه مردم کشته شدن شکنجه شدن بی خانمان شدن و مورد ضرب شتم قرار گرفتن در خیابان را فقط بخاطر کمی آزادی خواهی دیده اند و حالا به دنبال شغل نان و آب دار نمایندگی میباشند . 
  کمی فکر کنند .

آیا مردم می پذیرند که با همه این احوال کسانی باشند که با توهم خدمت به مردم دست به این کار بزنند،

ویا وسوسه پول قدرت به نان و نوا رسیدن به قیمت رقصیدن بر کشته ها شکنجه شده ها. مورد تجاوز قرار گرفته ها و دربه در شده ها توانسته است چشم بر همه این مسائل به پوشید و پا در این گرداب گذاشته اید .  
مردم دیده اند کسانی را که سالها سر مردم را گرم کردند تا به قدرت خود ادامه دهند حرف تحویل دادند و قدمی برنداشتند ویا آنهایی که برای حفاظت از مال و منال دزدیده شده از جیب مردم این آب و خاک حاضرند فرزند ان خود را در دهان گرگ  واگذارند و کناری ایستاده و تماشاگر باشند .
 
مردم دیده اند  کسانی را که با آرمابهای بزرگ وارد این نمایش شدند و با با تابلوی خیانت بر پیشانی به بازی خود پایان دادند
امروز هزاران جوان در بند ایران و هزاران مادر فرزند ازدست داده و فرزند یتیم شده چشم بر رفتار شما دارند قبل از ورود به این بازی کمی تامل کنید . مردم فراموش کار نیستند
چه کسی باور خواهد کرد که شما از قوانین این بازی خبر نداشتید و پا به صحنه نمایش گزاردید آیا کسی باور خواهد کرد که بدون حلقه بگوشی به محور قدت شما انتخاب شدید و یا بدون سر سپردگی به عاملان این گرفتاری ها شما در این پست جای بگیرید لطفا به شعور مردم احترام بگذارید و کمی باخود تفکر کنید مردم هرگز فراموش نمیکنند کسانی را که به آنان پشت میکنند این قانون استثنا ندارد 

مردم دیده اند

mandag den 2. januar 2012

با سیاست های داهیانه خود دلار ۶ تومان را ۲۷ به ۱۷۰۰ تومان رساندند و حالا تازه اول کار است باش و ببین به چه روزگاری دچار شویم .

ا
























انگولک :
اگر در هیچ زمینه ای پیشرفت ما را دولت محسوس نکرده است لاا قل با سیاست های داهیانه خود دلار را ۶ تومان ۲۷ به ۱۷۰۰ تومان رساندند و حالا تازه اول کار است باش و ببین به چه روزگاری دچار شویم .


هر روز ۱۰ درصد ۲۰ در صد ..نرخ دلار بالا میرود و این به این معنی می باشد که دسترنج شما به همان نسبت افت می کند شاید شما به یارانه دولت دلخوش باشید ولی اگر ان را به دلار امروز تبدیل کنید می بینید که چه کلاه گشادی به سرتان رفته است ،


شاید اعداد بزرگ و دهن پر کن باشند ولی یک روزی دوستی برای من گفت که خانه پدرش در بغداد ۸ میلیون دلار می ارزد و درست دو سال بعد صدام در سوراخ موش بود و او برایم تعریف کرد که پدرش در چادری در اردن به دنبال مکانی برای اقامت خود و خانوادش تلاش می کند .


کسی که همه چیز دیگران را به حراج می گذارد تا به بقای خود در قدرت ادامه بخشد فقط یک سرنوشت در انتظارش می باشد و ان همان فرو رفتن در منجلابی است که او خود برای دیگران ساخته است


صعود نا گهانی دلار فقط زنگ خطری می باشد که شروع یک راه بی برگشت را نشان میدهد راهی که همه میدانند ولی سکوت میکنند شما چی ؟!

غارت و چپاول ایران توسط اعراب پس از هزار و چهارصد سال همچنان ادامه دارد


غارت و چپاول ایران توسط اعراب پس از هزار و چهارصد سال همچنان ادامه دارد


خبر گزاری خلیج فارس: یک عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس گفت: هر ماه ۳ هزار میلیارد تومان از منابع گازی کشور توسط قطر به دلیل برداشت‌های ۲/۵ برابری از حوزه مشترک پارس جنوبی به تاراج می‌رود. این مطلب را بنا به گزارش خلیج فارس؛ نماینده مردم ابهر و خرمدره در صحن علنی مجلس در بخشی از نطق میان‌ دستور خود بیان داشته است.
به گزارش ایسنا؛ عضو کمیسیون صنایع و معادن خانه ملت، با بیان اینکه کشور کوچک قطر
۲/۵ برابر ایران از حوزه مشترک، گاز برداشت می‌کند، گفت: طبق اظهارات مسئولان وزارت نفت ایران سالانه ۴۰ میلیارد دلار از این حوزه‌ها درآمد کسب می‌کند در حالی که قطر ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد دارد که اگر این رقم را بر ۱۲ تقسیم کنیم، ماهانه ۳ هزار میلیارد تومان از منابع کشور ایران توسط کشور قطر به تاراج می‌رود.


در فرتور خوش و بش دو دزد را مشاهده می کنید، یکی به ظاهر ایرانی است و سرمایه مردم ایرام زمین را به همراه رهبرش و دوستان شان به تاراج برده است و دیگری تازی است و امیر قطر که او نیز ماهیانه سه هزار میلیارد تومان از مردم ایران می دزدد و گردنش کلفت تر می شود.
این همه شکایت و درد و رنج را باید به کجا برد؟. چه کسی صدای ناله مام میهن را می شنود؟. هزار و چهارصد سال از یورش تازیان و غارت کشورمان توسط اعراب می گذرد و باز هم، تازیان مسلمان کشورهای عربی، مشغول دزدی و کشیدن شیره جان ایران زمین هستند.
تنها کشور کوچک قطر، که به اندازه جمعیت آن کشور، ایران فقط دانش آموز و دانشجو در مدارس و دانشگاه ها دارد، ماهیانه سه هزار میلیارد تومان از سرمایه مردم ایران زمین را می بلعد و دست اندرکاران رژیم خونخوار اسلامی، اینقدر درگیر
دزدی و چاپیدن هر چه بیشتر ایران به دست خودشان و خانواده های شان هستند، که این دزدی قطری ها و دزدی دیگر کشورهای عربی چون عربستان صعودی از میادین مشترک گازی و نفتی، به چشم آن مزدوران بیگانه، خرد و ناچیز است.
گویی که دزدان سپاهی و
بسیجی و سر سپردگان ولایت فقیه از کیسه خلیفه می بخشند و لحظه ای نیز با خود نمی اندیشند که این این سرمایه ای که به تاراج می رود، حق مردم ایران و پشتوانه نسل های آینده این آب و خاک است، انگار که نه انگار میلیون ها نفر ایرانی هر شب گرسنه می خوابند و هزاران هزار نفر دیگر، خانه و کاشانه شان از فرط فقر و تنگدستی بر باد رفته و کارتن خواب و آواره گشته اند.
این تنها قطر نیست که همراه با رژیم مملکت ما را تاراج می کند، کشور ا
غارت و چپاول ایران توسط اعراب پس از هزار و چهارصد سال همچنان ادامه دارد